رویای سبز

صدای بارون همه ی حجم شگفت انگیز امشبه این اتاق رو پر کرده

آیا امشب همون شبیه که روشنترین صبح منتظرشه؟
واقعاً فردا مهمونیه خورشیده؟ یا همش یه سرابه که مثل بارون امشب حقیقی به نظر می رسه؟
نکنه دارم اشتباه می کنم؟
 نه! به نظر نمی رسه اشکالی تو این ملودیه هماهنگ باشه
امیدوارم....
امیدوارتر از... امیدوارتر از... هیچ امید قابل مقایسه ای پیدا نمی کنم

قاصدک های پشت پنجره ی اتاقم تعدادشون از ثانیه های شب بیشتر شده
نگاشون نمی کنم. باورش زیادی برام هیجان انگیزه
قاصدک هایی که اومدن از دور. که همین اومدنشون مهمه حتی اگه تا صبح دیگه اینجا نباشن

شب هم مهربون شده! اینا همه نشونست؟ یعنی نوبت من شده؟
چه شرم شیرینی تصورم رو تصرف کرده...
لبخند

 

.........................................................................................................................

.

.

.

.

 

 

آخ که چقدر خوبه قدم زدن با تو
چه خوب و آفتابیه هوای من با تو
( یادته اون شب که زیر درخت بزرگه آتیش روشن کردیم....؟ )


تو کافه های شلوغ گوش دادن به صدات چه لذتی داره
تو خلوت کوچه گرفتن دستات چه لذتی داره


بازم اجازه بده بهت سلام کنم
نگو باهام قهری
با اینکه می دونم تو بی اجازه ترین عاشق این شهری....

 

 

 

/ 71 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arezu

عزیز مرسی که اومدی خوشحالم کردییییییییییییییییی[قلب]

لیلا

وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو تموم هستی منی بمون همیشه پیش من اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون

لیلا

بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم به غنچه های محبت بهار هم باشیم ................................................... آزمودم زندگی دشت غم است شادیش اندوه و عیشش ماتم است ................................................... در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش ................................................... بمیرم من واسه اون دلشکسته که چون من خیری از دنیا ندیده ................................................... خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست کارم از گریه گذشته به خودم میخندم

لیلا

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .

لیلا

من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را

arezu

سلام ناصر جون دیگه بهم سر نمیزنیا[قهر]

arezu

]کلای مهمه یا وب گردی؟[سوال] شوخیدم خوشحالم کردی[شوخی]

arezu

]کلای مهمه یا وب گردی؟[سوال] شوخیدم خوشحالم کردی[شوخی]

arezu

جانی دپه که گفتی یعنی چه؟فش دادی به بچم؟[ناراحت]

زمزمه هاي قلب من (قاصدك)

برای تو مینـویسم. برای تـو کـه معـنای باران را از ناودانها نمی پرسی و . . . هیچگاه با کوهها قهر نمیکنی برای تو که پنجره را به خاطر دیدن خورشید دوست داری و به یاسها به خاطر اینکه بوی یار را دارند، احترام میگذاری../ ---------------------------------------------------------------------